بشقاب ساسانی با نقش زنی برهنه
تصویر بالا یک بشقاب ساسانی به قطر 24 سانتی متر و وزن 1190 گرم را نشان می دهد که اکنون در گالری دیوید اَرِن لندن قرار دارد. داخل این بشقاب با نقش سه زن آراسته شده است. شخصی که در وسط قرار گرفته و شخصیت ماورایی دارد (شاید آناهیتا؟) بر روی ستونی ایستاده است، تاجی به سر دارد و بدنش با گردنبند، دستبند، آویز و پابند (خلخال) آراسته شده است. به جز ردایی به بلندی بدن که بر روی شانه ی راست او قرار گرفته و پشت او را پوشانده، بدن او برهنه است به گونه ای که سینه ها و حتی موهای بخش تناسلی در نقش نمایان است. سر دیگر این ردا در دست چپ او که بالا برده شده قرار دارد. او با دست راست خود گلی (شاید نیلوفر آبی ؟) را گرفته است. دو کودک-فرشته ی بالدار پای او را نوازش می کنند و دو کودک-فرشته ی دیگر سایبانی را بر سر او نگه داشته اند.
دو شخصیتی که در دو طرف تصویر دیده می شوند لباسی از شانه تا مچ پا بر تن دارند. این لباس در بخش بالای کمر داری نقش است و در بخش زیرین کمر شفاف (توری) است. این دو شخص کلاهی بر سر دارند و شنل زیبایی به صورت شناور بر بالای سرشان قرار گرفته که در نهایت به دور بازوی آنها پیچیده شده است. زنی که در سمت چپ قرار گرفته جامی را با دست چپ خود بالا برده و با دست راست خود پرنده ای را گرفته است. زنی که در سمت راست قرار دارد با دست چپ خود پرنده ای و با دست راست خود عوددانی را گرفته است. پای هر دو نفر به صورت ضربدری قرار گرفته و گویی که یک پای خود را بر روی کناره ی بشقاب تکیه داده اند.
مرجع: صفحات 13-15 کتاب IRANICA 17- Exegisti monumenta: festschrift in honour of Nicholas Sims-Williams
نویسنده ی مقاله: François de Blois استاد دانشگاه لندن

خیلی عجیبه! نقش فرشتگان در شکل کودک معمولا در مسیحیت دیده می شود. اصولا در دین زرتشتی، فرشته وجود داشته؟!
به هر حال تبادل المانهای فرهنگی بین ایران ساسانی و روم وجود داشته به عنوان نمونه این دو اثر 1 و 2.
در میان بشقاب های ساسانی باز هم بشقاب هایی وجود دارند که نقش فرشته ی بالدار داشته باشند. مانند نقش فرشته ی بالدار در سمت راست تصویر در این بشقاب ساسانی با نقش تیشتریا که در موزه ی هنرهای زیبای بوستون قرار دارد و همچنین دو فرشته ی بالدار در دو سمت تصویر این بشقاب که در موزه ی ارمیتاژ قرار دارد. همچنین نقش فرشته ی بالدار در این بشقاب ساسانی که در موزه ی هنرهای اسلامی برلین قرار دارد.
با سلام
مبتوانید از ناصز پورپیرار بپرسید!
این بشقاب ایرانی نیست. در هیچیک از نگاره های ایرانی ساسانی نقش فرشته اینگونه بالای سر اشخاص وجود ندارد. سبک نگاره و آرایش و حتا مدل موی زن ها به خوبی این را نشان می دهد
علیرضا جان ممنون می شوم اگر تخصص خودتون در این زمینه و مرکز تحقیقاتی ای که درش کار می کنید رو هم ذکر کنید تا دوستانی که نظرتون رو میخونند بدونند آیا این نظر یک متخصص این رشته هست یا نظر یک آماتور.
در مورد ساسانی بودن اثر هیچ شکی نیست زیرا پشت اثر به پهلوی نوشته شده. از مقاله ای که ذکر شد، تقریبا سه صفحه اش به نوشته ی پهلوی پشت این ظرف پرداخته. در صورت علاقه مندی می توانید به کتاب مذکور مراجعه کنید.
اگر هم اندکی با فلزکاری دوره ی ساسانی آشنایی داشته باشید، می بینید که نوع کار تقریبا بدون هیچ شکی ساسانی است.
مشابهت پوشش زنان (شال، دامن شفاف، به دست داشتن پرنده و گل و …) هم با این آثار ساسانی غیر قابل انکار ه: 1 – 2 – 3 – 4 – 5 – 6 – 7 – 8
در مورد 4 و 5 هم شبیه به نقش فرشتگان کوچک رو می بینید.
نادر جان فرشته از قدیم بوده شما اگه دقت کنی توی نقش برجسته ها و سکه ها پر از فرشته است. مخصوصا الهه نیکه الهه پیروزی. همین فرشته ها رو در تاق بستان می بینیم
اولین نقش زن برهنه ای است که در ایران باستان می بینم، عجیبه
در دوره ی ساسانی وجود داشته. نمونه اش : اینجا
منظور از ايرانيکا کدام ايرانيکا است؟ ممکنست لينک مرجع را هم لطف کنيد.
لینک کتاب در گوگل بوک .
عزیز پژوهشگرم آقا یا خانم گفتاورد از استدلال علمی اتان خطاب به دوستتان من هم بهره بردم .این دوست وبسیارانی دیگران کاش اندکی صبر داشته باشند وبروند تحقیق کنند وبعد حرف بزنند ویک باره محک.م کنند وپرونده را ببندند که نه ایرانی نیست از آغاز به دلایلی که ایشان می گوین واصرار هم دارند من در آثار مسیحی فقط فرشته دیده ام. در حالی که ممکن است این اولین نقش ظرفی است که دیده باشند. برایتان آرزوی بهروزی دارم تا این دوستان بفهمند علم چیست وتحقیق کجاست .دموکراسی خودش به ایران آمده است. در ضمن بر همه ی داده های شما اضافه کنم که تنها حضور نیلوفر ابی در دست این (خدای-بانو) می تواند دلیل ایرانی بودن نقاش باشد جز اسطوره های ایرانی بخصوص میترائیسم هیچ فلسفه ای تاکنون نیلوفر آبی را نشان تقدس وبه همین دلیل نشان سلطنتی نداشته است
با درود
در پاسخ به آقايان عليرضا و نادر بايد بگويم در فرهنگ ايران باستان نه تنها فرشته بوده، الهه يا ايزدبانو بوده و سيماهاي ايشان نيز، هم در شكل نگاره برجسته، هم در شكل تنديس بدست آمده، بلكه جزوي از باورهاي ديني آن زمان مردم ايران نيز قرار داشته. طاق بستان تنها يك نمونه از نقش برجسته هايي است كه تصوير دو فرشته در بالاي آن در پروازند.
اناهيد ايزدبانوي ايراني، مادر مهر يا ميثرا، در نوشته هاي پادشاهان هخامنشي در تخت جمشيد بارها تكرار شده و به نام وي قسم ياد گشته است. حتي سه گانه ي «اناهيتا- ميثرا- اهورمزدا» هميشه به عنوان سه گانه ي مقدس ايراني در اين متون ديده مي شود. در اوستا ايزدبانوهايي چون اناهيته (اناهيد)، اسپندارميتي (اسپندارمذ) هُورَداته (خرداد) و امرداته (امرداد) و… وجود داشته و ستوده شده اند..
در دوران ساساني نيز اناهيد، مهر و اسپندارمذ طبيعتا از تقدس فوق العاده اي برخوردار بوده اند. در نيايشهاي زرتشتي اين ايزدبانوها ستايش مي شوند. نزديكي باورهاي ايران باستان و هند نيز مويد همين است چه امروز هم در هند الهه ها جايگاه بس والايي دارند.
در ارداويرازنامه و هم در سنگنبشته ي كرديرِ موبد، فرشته اي مونث، روان به ديگر جهان رفته ايشان را مي پذيرد، از چينود پل مي گذراند و با خويش در حالي كه به پرواز در مي آيند به طبقات گوناگون بهشت و دوزخ مي برد. درسفر «ديگرجهاني» ارداويراز، دو ايزد سروش و ايزد آذر نيز وي را همراهي مي كنند.
اما واژه ي فرشته:
frēštag پارتي ميانه/ frēstag پارسي ميانه > fraišta ايراني باستان به مفهوم رسول و فرستاده است. در متون كهن بدان «موكل» نيز گفته اند.
طاهر
من نمونه هایی از ادغام هنر های رومی ها با مردم بومی را در موزه ملی لبنان دیدم. برخی از اثار که دیگر هیچ رنگ و بویی از هنر بومی نداشت را به عنوان هداهایی از روم باستان به بزرگان ان خطه معرفی می کردند. ممکن است این هم اینگونه باشد؟ من اصلا فکر نمی کردم هنر باستانی ما برهنگی داشته باشد و اولین بار است اینگونه اثری می بینم
مريم خانم گرامي
فرهنگ باستاني ما برهنگي نداشته و بويژه در پوشش درست و خرورزانه، چه براي مرد و چه براي زن هنجارهاي خوبي داشته. اما در هيچ جا پوشش ميان مردم يكدست و يكنواخت نيست. همنشيني با فرهنگهاي ديگر هم بي تاثيرنبوده، در بزمها شايد زنان نيمه برهنه مي بودند كه شگفت نيست. اما دين زردشت همچون دينهاي آريايي به همگرايي انسان و طبيعت باور دارد. انسان كامل بي پيرايه ارجمند است و شايد حتي اين نگاره در اين كاسه نه گرايش جنسي، بلكه درست بر عكس، گونه اي تقدس مادرانه را باز مي تاباند.
كارهاي لئوناردو داوينچي يا ميكلانجلو و … كه پيرو گونه اي پاگانيسم پيش از مسيحيت بودند، هرچند برهنگي دارند، اما رهبانيت خردورزانه اي را دنبال مي كنند. آنگونه كه مريم ام عيسي را نيز گاه چون زني طبيعي و زيبا، يا خود عيسي يا شمعون كِفا (پطروس) و … را نيمه برهنه به تصوير كشيده اند.
يك روشن سازي در باره ي پاسخم به ديده ام رسيد كه مي بايست بگويم. خواست بنده از گفتن اينكه «در بزمها شايد زنان نيمه برهنه مي بودند» اين نبود كه همه ي زناني كه در بزمي شركت مي داشتند برهنه بودند، تنها برخي خنياگران و رقصندگان و و كساني كه كارشان»entertainment» بود، جامه هايي ويژه همان كار (همچون امروز) مي پوشيدند و اين گفته نيز همه ي رقصندگان و خنياگران را در بر نمي گيرد.
سيماي بوران شاه دخت خسرو پرويز بر سكه ها ي ساساني وي را زني با وقار و با پوششي ايراني و سنگين نشان مي دهد.
بوران با B آغازين و نه با P درست است و به گمان به چم مو طلاييست. بور+ ان