خانه > هخامنشیان (Achaemenid), ایران باستان, زبانشناسی > واژه نامه پارسی باستان نوشته J. Tavernier

واژه نامه پارسی باستان نوشته J. Tavernier

کتاب IRANICA IN THE ACHAEMENID PERIOD, 550-330 B.C چاپ سال 2007 م. ، واژه نامه مربوط به زبان پارسی سالهای 550 تا 330 پیش از میلاد است که شامل واژگان زبان، وازگان قرض گرفته شده از زبانهای معاصر آن دوره، نامهای افراد، مکان ها، رودخانه ها، کوه ها و … هر یک با ذکر لوحی که کلمه مورد نظر در آن به کار رفته، است. این کتاب بخش نخست از یک تز دکترا در یکی از دانشگاه های بلژیک است. این بخش در حقیقت پایه ای است برای بخش دوم تز که یک تحقیق زبان شناسی بر روی زبان آن دوره است (فکر می کنم بخش دوم تز هنوز به صورت کتاب چاپ نشده). این کتاب بر خلاف نامش ارتباطی با دانشنامه ایرانیکا ندارد. من زمانی که در جست و جوی منبع دیگری به جز برهان قاطع برای ریشه یابی کلمات بودم، این کتاب رو پیدا کردم و مطالبش برای من بسیار جالب بود. اگر دوست دارید می تونید نسخه نرم (soft copy) کتاب رو در این جا ببینید و استفاده کنید.

  1. فوریه 26, 2009 در 2:03 ق.ظ.

    گفت : بی بهانه دوستت دارم
    خندیدم
    گفت : خنده هایت را هدیه باران می کنم
    خنده ام تلخ شد
    گفت : تلخی رنج را با شیرینی پیروزی خواهم آمیخت
    منتظر دیگر کلامش شدم
    تبسمی کرد و قلبم را فشرد نه دستم را نه شانه هایم را
    لرزیدم………..ترس تمام وجودم را گرفت
    آرام و آرام تر نزدیک شد .
    می خواستمش؟ دلهره ای بر دلم نشست
    آرام در آغوشم گرفت و بهترین را در جشن تولدم به من هدیه داد
    گرییدم………………..
    بهترین هدیه( زندگی را با تمام مخلفاتش با تمام شاهکارهایش به نام من کرد)
    ———————————————-
    راییکا: زیبا بود :).

  2. گرگ بالاترین
    فوریه 26, 2009 در 2:56 ب.ظ.

    سلام راییکا ، داشتم تو بالاترین ( ِ به قول تو سیاست زده ) میگشتم که کامنتی از تو دیدم ، گفتم بیام سر بزنم ببینم چه نوشته هایی پست کردی و دیدم که هیچ ننوشتی.. گفتم بذار به بلاگش سر بزنم و دیدم که چقدر مطالب عالی و برجسته و سودمندی نوشتی ..همه ی اینها رو ننوشتم که ازت تشکر کنم ، چه بسا دیگران میکنند و تو خودت به ارزشمندی و اثرگذاریِ کار بزرگی که میکنی آگاهی .. نوشتم که بگم فریدون بعد از هزارسال پادشاهی تاریک و فسرده کننده ضحاک چی میگه :

    که گردون نگردد مگر بر بهی
    به ما باز گردد کلاه مهی
    ————————————————————-
    راییکا: به به. گرگ گرامی. ممنون که سر زدی اینجا. اتفاقا اون که نوشتی «مطالب اینجا سودمند ه» خیلی مزه کرد بهم.
    شعر زیبات هم قلبم رو روشن کرد. ولی اشکال کار همین ه که من فکر می کنم تا ما نیاموزیم که افراد رو با اندیشه های مختلف بپذیریم و باهاشون بحث کنیم نه اینکه بد و بیراه بگیم، کلاه مهی بر نمی گردد.

    گرگ عزیز چند روزه که یک فکری افتاده تو سرم و احساس میکنم حتما باید خودمون به این مطلب یک سر و سامونی بدیم. البته شاید فرهنگستان در این زمینه چیزی داشته باشه ولی بعید میدونم (من چون سالهاست که فارسی ننوشته بودم، واقعا نمیدونم چیزی در این زمینه هست یا نه). واما اون مطلب این ه که باید یک ساختار واحد تعریف کنیم برای این حالتی که فارسی محاوره ای رو می نویسیم (شاید هم هست چون تو کتابها هم بالاخره محاوره ای رو می نویسند). اگر هست باید یک جوری تبلیغش کنیم که افراد بیشتری ازش استفاده کنند. اگر می تونی در این زمینه راهنماییم کن و نظرت رو بگو.
    با ارادت

  3. راییکا
    فوریه 26, 2009 در 9:02 ب.ظ.

    خودم دوست ندارم انگلیسی بردارم بنویسم اینجا ولی گرگ عزیز با این شعر جدی You made my day.

  4. فوریه 28, 2009 در 1:20 ب.ظ.

    راییکای نازنین سلام. راستش تا جایی که یادمه من اینجا کامنت گذاشته بودم .ولی تو سفر بودم. یعنی ارسال نشده؟

  5. فوریه 28, 2009 در 1:22 ب.ظ.

    راییکا جان اینو ببین ، ببین به دردت میخوره ؟
    http://forraeeka.blogfa.com/


    وای کیان جان . این چه کاری بوده؟ باورم نمی شه. خیلی با محبتی. چون نوشتم طراحی وبلاگت زیباست رفتی این کار رو کردی؟ خیلی قشنگ ه جدی. چقدر زحمت کشیدی. میدونی؟ این لطفت رو هیچگاه فراموش نخواهم کرد. خصوصا اینکه تو هیچ وقت کسی رو ندیده باشی و، کسی چه می دونه، شاید هم هیچ وقت در آینده هم نبینیش و فقط با طرز فکرش بشناسیش و اینهمه بهش لطف داشته باشی، خیلی معرفت می خواد.

  6. مارس 2, 2009 در 4:42 ب.ظ.

    راییکا جان کار خاصی نکردم. خوشحالم که خوشت اومده. ولی چون خودم راضی نبودم از کار دوباره تغییرش دادم. باز چکش کن . اگه از کار راضی هستی که تقریبا کار تمومه
    —————————————
    راییکا: این یکی هم قشنگ ه، به نظرم از اولیش هم قشنگ تره. کیان جان به همین آدرس ایمیلی که گذاشتی ایمیل زدم چند روز پیش، میشه چک کنی اش تا ببینم چه جوری قالب وبلاگ رو عوض کنم.

  7. پیروز
    مارس 2, 2009 در 6:40 ب.ظ.

    سپاس فراوان.
    ——————————————
    راییکا: خواهش می کنم. خوشحالم که جالب بوده.

  8. مارس 3, 2009 در 11:08 ق.ظ.

    راییکای نازنین سلام ، از تاخیری که در پاسخگویی داشتم عذر می خوام. جواب میلت رو دادم. لطفا چک کن

  9. گرگ بالاتربن
    نوامبر 13, 2009 در 3:42 ب.ظ.

    سلام راییکای ایران دوست
    نمیدونم چی شد که اومدم به وبلاگت (هر چند قبلیه تو بلاگفا رو چک میکردم که گویا بستیش) و مثل همیشه چه لذتی بردم.. خواستم تو همون اولین مطلب یه دیدگاه (کامنت) بذارم که یادم افتاد قبلا جایی کامنتی گذاشته بودم (هر چند که این جوابی که نگاشتی رو ندیده بودم) و برای همین اومدم که در ادامه ی همین بنویسم ؛
    سر و سامان دادن به نوشتارمون به این زودی رخ نخواهد داد ، چون الفبامون جوابگو نیست و حقیقتش دلم نمیخواد که به این الفبا دست بزنیم زیرا که (پس از ضدیتی که با فینگیلیش نوشتن داشتم) امروز موافق تغییر فونت به لاتین (به همراه اضافه کردن حروف و واجهای ویژه ی زبان پارسی) هستم .. اینکه چرا تغییر فونت؟ و چرا الان نه ، بلکه 20 سال پس از روی کار اومدن حکومت صالح؟.. خودش یه بحث مفصل است که اینجا جایگاهش نیست

    وبلاگت من رو یاد یکی از جملات کتاب پهلوی مینوی خرد میندازه:
    «:کو کربگ (کارنیک/کرفه) کدام.. مه وه(بهتر از همه)؟» «-….. اسپنج کارداگ کردن (= میهمانان/مسافران رو مهمان کردن و پذیرا شدن) »
    و وبلاگ تو برای رهگذران چنین حسی رو به ارمغان میاره ، جایی اومدم که به بهترین نحو ازم پذیرایی میشه با مطالب منصفانه و آکادمیک و عالی و نو اش
    —-
    راستی امیدوارم جمله ی بالا نترسونتت ، زبان پهلوی شاید نوشتار سختی داشته باشه اما از همه نظر برای ماها فوق العاده و خیلی خیلی ساده و قابل فهمه ( به تو یه جمله ی سختش افتاد 😉 )
    —-
    تو روزهای پیروزی هستیم 🙂 ، نشنیدی که برتولت برشت تو یکی از شعراش (کتاب آقای نخست وزیر) چی میگه :
    «از غریبه ای که از پیش رایش سوم پرسیدند:
    آنجا چه کسی فرمان میداد؟
    گفت:
    ترس!»

    شاد زی 🙂

  10. گرگ بالاتربن
    نوامبر 13, 2009 در 3:44 ب.ظ.

    *»از غریبه ای که از پیش رایش سوم بر میگشت پرسیدند:»

  11. raeeka
    نوامبر 13, 2009 در 4:29 ب.ظ.

    گرگ عزیز از دیدن اسمت و دیدگاهت خیلی خوشحال شدم؛ بی تعارف. یاد یاران یار را میمون بود. / الان دارم می رم جایی. فقط این رو نوشتم و بعد میام و پاسخ درست رو می نویسم. پاینده باشی.

  12. نوامبر 16, 2009 در 11:46 ب.ظ.

    درود بر دوست هم میهن.
    با خواندن نخستین واژگان سخن آن دوستی که درباره ناتوانی زبان پارسی و نا پیوستگی میان پهلویک و پارسیک و اوستایی و پارسی باستان و …. سن گفته, ناخواسته به یاد انگاره و پنداره های پورپیرار افتادم. خودتان بی گمان بهتر از من به دروغ بای های او آگاهید ولی این دوست هم میهنمان که به گمانم آذری (یا به سخن خودشان : تورک) هستند. شاید دنباله ی گفته های پیرشان ، پرپیرار را نخوانده اند که همان سخنان را درباره ی زبان ترکی و نوساز بودن و ساخته یهود بودن این زبان در دو سده ی گذشته گفته و زبان ترکی را حتا ناتوان تر از پارسی دانسته. که البته هر دو انگاره ی وی سراسر نادرست است. هر کسی که به یکی از گویشهای بومی ایرانی آشنا باشد و به آن سخن بگوید به آسانی پوچی این سخنان را خواهد دریافت من بختیاری هستم و مانند تو بسیار دوستار ریشه شناسی واژگان هستم. در همین گویش ما واژه هایی هست که ریشه آن ها را در اوستایی یافته ام. بگذریم از این که سرشار است از واژگان پارسی میانه یا پهلوی و نیز ساختهای دستوری آن زبانها و نیز پارسی دری کهن پس از اسلام( که چنان که می دانید پارسی دری دنباله پهلوی ساسانی نیست و پیش از اسلام نیز همزمان با گویش رسمی شاهنشاهی به پارسی دری نیز سخن گفته می شده و نمونه هایی از این زیبا نیز به دست آمده) کوته سخن این که اینان که چنین سخن می گویند «منبع موثق» برایشان آن نوشته هایی است که پانتر کها و پانعربها دارند نه آن چه که از دو سه سده پیش تا کنون اروپاییان و آمریکاییان و سپس تر ایرانیان نگاشته اند. زیرا همه اینها را برساخته یهود برای سرپوش گذاشتن بر کشتار همگانی زمان هخامنشان «پوریم» می دانند که خود می دانی بنیان پندار بافی های پرپیرار است. و البته پورپیرار نخستین کسی نیست ککه از این سخنام به زبان و بر کاغذ می آورد در همان زمانهایی که تازه زبان اوستایی و …. خوانده شد و دستور آن یافته شده (بر پایه سنسکریت) بوده اند کسانی که در درستی و دیرینگی آن شک کرده بودند ولی دیگر زمان این سخنان پندارین به سر رسیده . در پایان هم بگویم که هیچ زبانی نیست که از هر سوی و هر روی توانمند باشد و ناتوانی هایی هم دارد و به آن دوست آذری بگویم که (چنان که شما هم گفتید) زبان انگلیسی باستان که نه زبان چند سده ی پیش انگلیسی برای انگلیسیان امروزی گاهی دریافتنی نیست و این طبیعی است و نشانگر پویایی زبان به سوی سادگی است ولی در ایم میان هنگامی که زبان ما از هزار سال پیش تا کنون آن چنان دگرگون نشده که برای مان دریافتش دشوار یاشد نشانه ی پیشرفته بودن این زبان در سنجش با زبانها دیگر مانند انگلیسی است . و این یک هنجار در دانش زبانشناسی است نه سخن من ایرانی پارسی زبان با گویش بومی بختیاری و از روی نژادگرایی که هر گونه نژادگرایی و تعصب از نادانی است . اززبان مولوی بزرگ بشنو که:
    سخت گیری و تعب خامی است
    تا جنینی ، کار ، خون آشامی است

    • raeeka
      نوامبر 23, 2009 در 4:28 ب.ظ.

      سوشیانس جان سپاس که دیدگاه هات رو در پست های متفاوت نوشته ای. به وبلاگت هم سر زدم وبلاگ جالبی داری. در مورد ناصر پورپیرار، به نظر من حرفهاش همونقدر ارزش خوندن یا حتی پاسخ دادن داره که نظرات پزشکی یک کودک پنج ساله. خلاصه اینکه عرض خود می برد و زحمت دیگران می دارد. خوشحال می شم که در آینده هم نظراتت رو ببینم اینجا. به وبلاگت هم بیشتر سر خواهم زد.

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: