خانه > زبانشناسی > نقش هر یک از ما در پویایی زبان فارسی؛ دربی یا شهرآورد؟

نقش هر یک از ما در پویایی زبان فارسی؛ دربی یا شهرآورد؟

اگر امروز

به جای عدلیه می گوییم دادگستری،

به جای بلدیه می گوییم شهرداری.

به جای نظمیه می گوییم شهربانی،

به جای جامعه ی علمیه می گوییم دانشگاه،

به جای قشون می گوییم ارتش،

به جای مکتب می گوییم دبستان،

به جای فکولته می گوییم دانشکده،

از کوشش مردمانی است که چند دهه پیش از ما زیستند. سخت نیست اگر ما هم به جای «دربی» بگوییم «شهرآورد».

به پاس و یاد فردوسی که بارها از واژه ی «آوردگاه» به عنوان محل جنگ و رقابت استفاده کرده:

شگفت آمدش گفت از ایران سپاه / چنین دختر آید به آوردگاه  (داستان گردآفرید)

به پیری بسی دیدم آوردگاه / بسی بر زمین پست کردم سپاه (داستان رستم و سهراب)

نهادند بر خط آوردگاه / نظاره برو بر ز هر سو سپاه (داستان سیاوش)

بدو گفت گیو ای دلیر سپاه / چرا سست گشتی به آوردگاه؟ (داستان سیاوش)

فرود آمد از باره شاه و سپاه / دهانش پر از خاک آوردگاه (پادشاهی اشکانیان)

دسته‌ها:زبانشناسی
  1. samira
    اکتبر 1, 2009 در 3:11 ب.ظ.

    nemidonam chera hame esrar daran ma be zabane 1000 sal pish harf bezanim
    ye chizayi kalame hayi neveshtehayi beyne mardom ja oftade ke avaz kardanesh faghat khande dare
    bejaye inke beshinim rajebe estefade az in kalameye farsi be jaye in kalameye arabi! sohbat konim
    eshinin yefekre dorost hesaby rajebe farhangemon bokonim ke pedaresh dar omade
    nemigam baz berim gir bedim be 1000 sal pish ke ma el bodim bel bopdim
    alan bayad onjory shim…
    taghsirearab bodo ina!@
    na bashe 1400 sal pish omadan
    farhangemono gereftan ma chera neshestim bogh kardim o hey taghsire ino on mindazim
    lazemam nakade bargardim che harf zadanemon che farhangemon be 1400 sal ghabl!
    on be darde on moghe mikhord

    • raeeka
      اکتبر 1, 2009 در 4:09 ب.ظ.

      سمیرا جان . ممنون از اینکه زمان گذاشتی و نظرت رو نوشتی. تو هم گویا مثل خود من دلِ پری داری از بعضی کج فهمیهایی که در رابطه با زبان یا فرهنگ صورت می گیره. باهات موافقم که متاسفانه امروز تاحدی این رویکرد رایج شده که همه ی نابسامانی ها رو به اتفاقی که 1400 سال پیش افتاده نسبت می دهند. از سویی هم رویکرد معکوسی روایج پیدا می کنه که جهت گیری معکوس می کنه و سعی در نفی گذشته و بزرگنمایی مشکلات امروز داره. از نظر من جایگاه تاریخ چیزی جز آموختن و درس گرفتن نیست. نه آموختنی که ما رو به خواب شیرینی از شکوه و جلال ایران ببره، بلکه آموختنی از شکست ها، پیروزی ها و … . هر چند برای خود من همواره اینگونه بوده که هر چه بیشتر آموخته ام که در گذشته کشورم به سهم خودش در علم و فرهنگ جهان موثر بوده، برای حفظ کشورم و اصلاح امروزش حاضر شدم هزینه ی بیشتری بدم و با ایمان تر گام بردارم.(مثلا اینکه زندگی آسونتر و مرفه تر خارج رو بذارم و برای چیزی که به نظرم ارزش داره ساختنش به کشورم برگردم.)

      سمیرای عزیز. تکیه ی من هم بر واژگانی که در بالا ذکر کردم از حیث سنخیت نداشتنشون با زبان است. دوست نازینینم هدف اصلی زبان این است که افراد جامعه مقصود همدیگر رو بهتر بفهمند. حالا به نظر تو یک کودک دبستانی «سه گوش» رو راحت تر می فهمه یا «مثلث»؟ اگر فقط بخواد به زور یک واژه رو حفظ کنه، بله تفاوتی نمی کنه ولی در درک مفهومش خیلی نقش داره. زمانی که یک بار به کودکی توضیح دادی که سه گوش یعنی شکلی که سه گوشه (زاویه) داره، اونوقت دیگه مستظیل و مثلث رو با هم اشتباه نمی گیره. همین طور به نظرم مثلا برای یک بچه ی 8 ساله درک مفهوم «راست گوشه » ساده تراز «قائم الزاویه» است. در مورد «شهرآورد» هم همینطور ه. این واژه که از 100 سال پیش در زبان ما نبوده، بلکه به فراخور یک سری مسابقات اخیرا وارد زبان شده. به نظر من «شهرآورد» به معنای «مسابقه ی شهر» خیلی بیشتر مفهوم رو می رسونه تا «دربی» که فقط باید بدون اینکه هیچ حسی نسبت به کلمه داشته باشی حفظش کنی.

      سمیرا جان، تاکید روی این مسایل ممکن است خصوصا در شرایط بحرانی امروز کشور ما مساله ی دست چندم به حساب بیاد ولی این موضوعات خودشون بخشی از آجرهایی هستند که همون فرهنگی که ازش می نالی رو می سازه. و توجه به این موضوعات به پیشرفت فرهنگی و پویایی علمی کمک می کنه (مطالبی که در مباحث زبانشناسی و تاثیر ساختار زبان بر روی پیشرفت جامعه کاملا از دید علمی شناخته شده است.) باور کن اگر در سواد یا توانم می دیدم که موضوعات مهمتر فرهنگی رو که احتمالا در ذهن تو هست مطرح کنم، مطرح می کردم، افسوس که
      دست ما کوتاه و خرما بر نخیل / پای ما لنگست و منزل بس دراز.
      ولی همواره فکر می کنم اگر هر کدوم از ما به سهم خودمون شروع کنیم یکی از موضوعات به ظاهر کم اهمیت ولی در حقیقت ساختاری رو که برای خودمون مهم ه با دیگران مطرح کنیم و به ذهن ها تلنگری بزنیم بهتر از نشستن و نگاه کردن ه. هر چه باشه:
      طاعت ار دست نیاید گنهی باید کرد / در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد.
      تا به قول دکتر خانلری : باری تا نگویند پس از ما که مردمانی بودند به ماندن نمی ارزیدند.

      زیاده گوییم رو ببخش 🙂

  2. Ali
    اکتبر 1, 2009 در 5:45 ب.ظ.

    شهرآورد واژه بسیار زیبا و آهنگینی است و مفهومش دلچسب و آسان است برای فارسیزبانان . پیروز و پایدار باشید !

    • raeeka
      اکتبر 3, 2009 در 8:47 ب.ظ.

      موافقم علی جان. برای من بعضی واژگان نامانوس غیرفارسی که وارد زبان میشه مثل اینه که کسی ویلون رو بد بزنه حقیقتا از دید زیبایی شناسی به نظرم میاد که آزارنده است مگر اینکه واژه واقعا معادل نداشته باشه و وارد زبان بکنیمش ولی فارسی سازیش کنیم یعنی ازش مصدر بسازیم و واژگان جدید با قوانین فارسی. اینطوری باعث میشه زبان از حالت مرده خارج بشه.

  3. setodeh
    اکتبر 3, 2009 در 6:18 ق.ظ.

    این نظر مربوط به پست بعدیه!
    :دی

  4. اکتبر 3, 2009 در 3:58 ب.ظ.

    شانزدهمین روز از

    مهرماه, مهرگان,

    جشن روز آزادی و

    استقلال کشورمان

    را سبز كنيم در این

    روز كاوه بر ضحاک

    پیروز شد

  5. اکتبر 3, 2009 در 4:06 ب.ظ.

    طاعت ار دست نیاید گنهی باید کرد / در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد.

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: