خانه > موزه ی لوور, پیش از هخامنشی (Pre-Achaemenid), آثار باستانی-تاریخی, ایران باستان > موجود افسانه ای نیمه انسان ساخت منطقه ی لرستان

موجود افسانه ای نیمه انسان ساخت منطقه ی لرستان

MojoodeAfsaneyi

این اثر که از جنس برنز و به ارتفاع 18.7 س.م. و پهنای 18.2 س.م. است، در سده ی هفتم یا هشتم پیش از میلاد در منطقه ای که اکنون لرستان خوانده می شود، ساخته شده و اکنون در موزه ی لوور نگهداری می شود.

این تندیس که نمایی تمام رخ دارد، موجودی خیالین را به تصویر می کشد که نیمه انسان (آندروسفالوس = موجودی با سر انسان و بدن جانور) است. دو شاخی که بر سر این موجود هست نشانی از ماورایی بودن آن دارند. انتهای بالِ این موجود، به سرِ هیولایی وحشی که در حالِ حمله ور شدن است ختم می شود. بندی هم به سوراخ انتهایی بال متصل است. این اثر که در دوره ی سوم عصر آهن ساخته شده، جفت دیگری نیز داشته که به هم متصل بوده اند ولی تنها این بخش باقی مانده است. این موجود افسانه ای بر روی جانور کوچکی ایستاده است که در حقیقت نشانگر قدرت اوست. این جانور همچنین خط زمینه ای که اثر بر روی آن بنا شده را تشکیل می دهد.

در آنچه ساخت دوراتن باستان است می بینیم که به تدریج و با گذشت زمان موجودات خیالین جای خود را به موجودات حقیقی مانند ببر، قوچ، گاو واسب می دهند.

  1. ufolove
    اکتبر 16, 2009 در 9:19 ب.ظ.

    سلام
    اين موجودات افسانه نيست.اون موقع چه ميدونستند تخيل يعني چي.با اجازت از مطالبتون استفاده كنم.ok?

    • raeeka
      اکتبر 16, 2009 در 9:45 ب.ظ.

      حتما می تونی استفاده کنی دوست عزیز. البته سپاسگزار می شم اگر لینک به شبهای بی سحر هم بدی.
      در مورد افسانه هم، راستش افسانه قدمتی خیلی بیش از آنچه ما تصور می کنیم داره. مثلا این رو ببین. یکی از لوح های داستان گیلگمش هست که یکی از کهن ترین داستانهای افسانه ای جهان ه. این داستان متعلق به تمدن اور هست که از تمدنهای خیلی قدیمی میانرودان است. حتی پیش از آشوریان و هخامنشیان.

    • اکتبر 18, 2009 در 10:17 ق.ظ.

      اینم شد استدلال!!! مگه تخیل مثلا موبایل که اون موقع ندونن چی بوده!!!!

  2. رییسی
    اکتبر 16, 2009 در 11:26 ب.ظ.

    ساخت لرستان؟! مضحک‌ترین جمله‌یی از این دست بود که تاکنون شنیده‌ام!! دو هزار سال پیش این مرزبندی‌های جغرافییایی و اجتماعی‌ی کنونی نبوده است که حالا «ساخت» کجا بودن بر اساس تعاریف کنونی را بتوانیم به آن تعمیم دهیم! به‌تر بود از «یافته در لرستان کنونی» یا مشابه آن استفاده می‌کردید، «ساخت لرستان» بار معنایی امروزی دارد و بر ساختار و مردم کنونی دلالت می‌کند، حال آن‌که دلیلی برای این مدعا در دست نیست. تنها واقعیت محل یافت آن است که در حال حاضر لرستان خوانده می‌شود. مثلن اگر بگوییم «منشور کوروش ساخت فارس» احمقانه نیست؟!

    • raeeka
      اکتبر 16, 2009 در 11:58 ب.ظ.

      دوست گرامی این اثر تنها «یافته شده در لرستان» نیست بلکه «ساخت ِ» منطقه ای است که الان آن را لرستان می نامیم. در تمام موزه ها و سایت های باستان شناسی هم همین طور می نویسند و در توضیحات اثر در خود موزه ی لوور هم نوشته ایران -لرستان. در حقیقت فرض بر این است که همه می دانند که در هزاره ی نخست پیش از میلاد مرزبندی های امروزی وجود نداشته.

  3. رییسی
    اکتبر 17, 2009 در 1:14 ق.ظ.

    عزیز جان! بار معنایی‌ی «ساخت لرستان» با «لرستان» به‌تنهایی متفاوت است. در موزه نمی‌نویسند «ساخت…»، بلکه تنها نام مکان یافت را می‌نویسند. «ساخت…» عبارتی‌ست که در زبان امروزی‌ی ما بار معنایی‌ی خاصی دارد. اگر در تمام موزه‌ها این‌طور می‌نویسند لطفن به من لینکی که همان منشور کوروش را «ساخت فارس» معرفی کرده (دقیقن با همین عبارت دقیق) معرفی کنید.
    اینکه چون فرض بر فلان است ما اجازه داریم از عبارتی ناباب استفاده کنیم، چون همه می‌دانند هم فرض غلطی‌ست. اول این‌که این رهیافت علمی نیست که «همه» می‌دانند، گذشته از آن با فرض این‌که اغلب بدانند مرزبندی‌ها کنونی وجود نداشته، اتفاقا همین دلیل این نوع استفاده از این عبارت را مضحک می‌کند. بحث تنها بر سر نوع معرفی‌ی این اثر است، نه اینکه اسم لرستان باشد یا نباشد، مسلمن محل یافت در همه جای دنیا ذکر می‌شود به‌همراه تمدن، گروه، دولت یا فرهنگ وابسته،‌ آن‌هم در صورتی‌که ثابت شده باشد.

    • raeeka
      اکتبر 17, 2009 در 1:42 ق.ظ.

      دوست گرامی در توضیح اثر در لوور نوشته شده
      Luristan became the leading producer of such items
      فکر می کنم وقتی واژه ی produce به کار برده شده، چندان بی ربط نباشه اگر «ساخت» رو به کار ببریم. ولی مطلب شما رو در همون کامنت نخست گرفتم و اگر دقت کرده باشید متن رو هم کمی دستکاری کردم که احتمال برداشت اشتباه کمتر بشه. من حقیقتا از دقت نطر شما بسیار خوشم آمد و از اینکه کسی هست که در این وانفسایی که وب فارسی پر از اشتباهات و بعضا خیالپردازیهایی به جای تاریخ شده، اینقدر بر انتقال درست مطلب پافشاری می کنه. به هر حال به کار بردن ساخت در حقیقت برای جلوگیری از این برداشت بوده که مثلا آیتم در میانرودان ساخته شده و بر اثر داد و ستد به منطقه ی لرستان رسیده.

    • بهروز
      اکتبر 17, 2009 در 12:00 ب.ظ.

      دوست عزیز اگر آشنایی اجمالی با تاریخچه منطقه زاگرس و لرستان داشته باشید متوجه می شوید که تمدن مفرغ برگرفته ازین دیار می باشدو هزاران اثر تاریخی موجود در موزه های ایران و جهان موید هنر مردمان سرزمین لرستان می باشد.

  4. اکتبر 17, 2009 در 7:25 ق.ظ.

    با با خیلی مسئله را جدی کردی مجسمه ساز بوده یک چیزی ساخته..و جالب هم بوده…پس مجسمه و تندیس های انتزاعی که الان میسازند چی؟؟
    تازه کار از مجسمه و تندیس و نقاشی های انتزاعی الان گذشته و فبلم های عجیب و غریبی میسازند که تشخیص انها از واقعیت بعضی اوقات غیر ممکن هست

    • raeeka
      اکتبر 17, 2009 در 3:20 ب.ظ.

      ممنون که نطرت رو نوشتی سایانا جان. البته شاید بد نباشه اضافه کنم که از 4 پاراگرافی که در توضیحات موزه ی لوور برای این اثر بود، بنده یک پارگراف رو در اینحا قرار دادم. دقت به جزییات لازمه ی باستانشناسی است چون به کوچکترین چیزی باید دقت کرد تا کنار هم قرار دادن المانهای تکرار شونده در آثار مختلف بتونیم پی به چگونگی زندگی پیشینیان ببریم دوست من. مقایسه ی تندیسی که در هزاره ی نخست پیش از میلاد ساخته شده با آنچه الان ساخته می شود رو هم کار چندان علمی ای نمی دونم راستش.

  5. مهدخت
    اکتبر 17, 2009 در 2:39 ب.ظ.

    با سلام.با مطالعه دقیق تاریخ پیشینیان به وضوح وجود تمدن در منطقه لرستان کنونی و کوههای زاگرس مشخص شده است. نمی دونم چرا تا اسم قوم اصیل آریایی لر آمد بعضی ها عصبی شدن؟! باز خدا را شکر در تاریخ دلایلی از فروش سرمایه ملی مانند قاجاریه و اقوام دیگر ازشون ثبت نشده.

    • raeeka
      اکتبر 17, 2009 در 3:28 ب.ظ.

      مهدخت جان مرسی که نظرت رو نوشتی. بیا فرض رو بر این بذاریم که هیچ کس عصبی نشده و همه در کنار هم زیبایی این آثار رو ببینیم و کیف کنیم. چه آریایی، چه آشوری، چه ایلامی همه رفتند و آیندگان فقط اونها رو با کاری که انجام دادند مورد قضاوت قرار می دهند.

  6. اکتبر 17, 2009 در 4:46 ب.ظ.

    راییکا جان، یک توصیه می کنم، اگر دوست داشتی عمل کن. صفحه ی آثاری رو که کار می کنی رو هم اگر بگذاری، برای سهولت دسترسی به اون صفحه در موزه، به خواننده کمک می کنه که بتونه راحتتر اطلاعات بیشتری رو به دست بیاره. اسمایلی آدمای تنبل 🙂
    http://www.louvre.fr/llv/oeuvres/detail_notice.jsp?CONTENT%3C%3Ecnt_id=10134198673225271&CURRENT_LLV_NOTICE%3C%3Ecnt_id=10134198673225271&FOLDER%3C%3Efolder_id=9852723696500803&bmLocale=en

    • raeeka
      اکتبر 18, 2009 در 12:03 ق.ظ.

      سلام کیان جان :). خوب شد گفتی. همیشه می ذاشتم صفحه ی اصلیش رو هم. این بار یادم رفت. ممنون از یادآوریت و اینکه خودت زحمتش رو کشیدی.

  7. اکتبر 17, 2009 در 7:44 ب.ظ.

    خوبه باز هنوز این دولت فاسد نتونسته این اثر را از بین ببره!

    • raeeka
      اکتبر 18, 2009 در 12:04 ق.ظ.

      به امید روزی که آثار باستانی مون در سرزمین خودمون منبع جذب توریست باشه.

  8. آرتاهرمس
    اکتبر 17, 2009 در 10:03 ب.ظ.

    راییکا جان نمی دونم چرا یاد کژدم(عقرب) افتادم!

    • raeeka
      اکتبر 18, 2009 در 12:06 ق.ظ.

      به به! آرتای عزیز.
      نمی دونم شاید به خاطر فرم بال این موجود ه.

  9. رییسی
    اکتبر 18, 2009 در 12:20 ق.ظ.

    باید اعتراف کنم که از این‌که به‌خود نگرفتید و منظور و دقدقه‌ی من را متوجه شدید تحت تاثیر قرار گرفتم. نیاز به‌گفتن نیست که مسلمن از من و امثال من اطلاعات جامع‌تری در این زمینه‌ی باستان‌شناسی دارید، خصوصن از من که نه کارم این مقوله است و نه حتا در حد ابتدایی شناخت چندانی دارم. منظور من همان بود که شما دریافتید. این مشکل متاسفانه تنها محدود به این مورد نمی‌شود و به ضعف زبانی‌ی‌مان برمی‌گردد. این‌که ناچاریم کلمه‌یی نظیر کلمه‌ی جامع‌تر غیرفارسی بیابیم معمولن مجبورمان می‌کند که با کمی تغییر جمله و استفاده از کلمه‌های دقیق‌تر و بعضن به‌ظاهر دور از معنی کمی در ساختار جمله مصالحه کنیم. مثلن «ساختن» برای create, produce, make و غیره استفاده می‌شود در حالی در خیلی از جمله‌های «تولید» و «خلق» معنی می‌دهند. این‌ها متاسفانه ضعف زبانی‌ی ماست. به‌هرحال خوش‌حالم که منظور من را دریافتید.
    در ضمن برایم جالب بود که با وجود این‌که منظورم را دقیق گفته بودم و شما هم دریافتید باز هم برخی از خوانندگان، به رسم ایرانیان متهوم توطئه، برداشتشان مسموم است. همین کوته‌نظری‌هاست که کار دست‌مان می‌دهد. مثل مهدخت که در بالا نوشته «نمی دونم چرا تا اسم قوم اصیل آریایی لر آمد بعضی ها عصبی شدن؟!»! ابلهانه‌تر و کودکانه‌تر و سطحی‌نگرانه‌تر از این نظر هم مگر یافت می‌شود؟! چه اهمیتی دارد که چه کسی و چه چیزی از کجاست؟ خصوصن در دنیای کنونی. امثال ایشان هنوز منظور را درنیافته تصمیم‌شان را گرفته‌اند و عکس‌العمل خنده‌دار و ناشی از عقده‌های فروخفته‌ی‌شان را نشان می‌دهند. این غیرت احمقانه،‌ بدون شناخت واقعی‌ست که بدبختمان کرده‌است. باز جای شکرش باقی‌ست که امثال نویسنده‌ی این محل با دید باز و تحمل بالا وجود دارند.

  10. raeeka
    اکتبر 18, 2009 در 1:41 ق.ظ.

    رفقا بیاین همگی مون یکم با محبت بیشتر با هم صحبت کنیم. اصلا فرض کنیم که طرف مقابل ما حرفش اشتباه است. مگه نمی خواهیم ذهنیتش رو درست کنیم؟ وقتی همدیگه رو ابتدا به ساکن به صورت تهاجمی و با الفاظی که چندان خوشایند نیست خطاب کنیم، اصلا طرف بحثمون به جای اینکه گوش بده ببینه ما چی می گیم، میره در لاک دفاع از فکر و نظرش. پس راه گفتگو بسته می شه و احتمال اینکه ما بتونیم اشتباهش رو بهش بفهمونیم پایین میاد. روی این سخنم هم پیش و بیش از همه با خودم بود.

  11. مهدخت
    اکتبر 18, 2009 در 9:03 ق.ظ.

    با سلام. آقا یا خانم رییسی بهتر است اول نام کاربری خود را ویرایش کنی چون اشتباه نوشته ای. ودر دغدغه درست است نه دقدقه! ودر ضمن به کاربردن واژ ه ایی چون ابلهانه و احمقانه و … که شما در متن طولانی ارسالی خود بکار برده اید نشان از شخصیت فرهنگی شما دارد.برو یک لیوان آب خنک بخور.

  12. مهدخت
    اکتبر 18, 2009 در 9:12 ق.ظ.

    ریکا خانم از مطالب و تصاویر سپاس گذارم.من عاشق تاریخ کشورمان هستم و تعصب به قوم خاصی ندارم و شیرازی هستم و همه هموطن هستیم.

  13. اکتبر 18, 2009 در 9:16 ق.ظ.

    نمی شه گفت که این یه موجود خیالیه، اگه می بینیم با گذشت زمان نماد ها به شیر، گاو و… تغییر شکل می دهند تنها به این دلیله که نماد ها تغییر می کنن ولی این درست نیست که انسان اون زمان رو تخیلی در نظر بگیریم چه بسا که انسان امروزه که تخیلیه نه اون زمان به طوری که کوئیلیو در یکی از کتاباش می گه جنگ انسان در گذشته در بیرون اتفاق می افتاد و امروز جنگ انسان ها در درونشان رخ می دهد، به نظر می رسه به سمبل های گذشته و ریشه اون ها باید بیشتر دقت کنیم.

  14. Amin
    مارس 4, 2011 در 3:48 ق.ظ.

    lol coldyears

  15. Amir
    مارس 11, 2012 در 7:23 ق.ظ.

    با سلام،

    بد نیست که اشاره شود که این اثر نیمی از یک دهانه ‌اسب است که با میله به جفت دیگر آن متصل می‌شده و در دهان ‌اسب قرار میگرفته است.

    با سپاس فراوان

  16. flor
    آوریل 24, 2013 در 3:45 ب.ظ.

    سلام
    من احتیاج به لینک هایی در زمینه ی مهر ها ی استوانه ای چه دوره ی پیش از اسلام و چه بعد از اسلام دارم شما میتونین کمکی به من داشته باشین؟؟

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: