سردیس طلایی دوره ی هخامنشی

GoldHead

این سردیس* به بلندی 11.3 سانتی متر متعلق به گنجینه ی آمودریا از دوره ی هخامنشی است. این اثر که جنس آن طلاست در تخت کواد (قباد) تاجیکستان بافته شده و اکنون در موزه ی بریتانیا نگهداری می شود. گنجینه ی آمودریا مهمترین مجموعه ی آثار با جنس طلا و نقره است که از دوره ی هخامنشی به جا مانده است. این گنجینه در ساحل رود آمودریا (جیحون) یافته شده و بیشتر آثار آن متعلق به سده ی چهارم و پنجم پیش از میلاد است. بیشتر آثار این مجموعه دارای سبکی است که به عنوان سبک شناخته شده در دربار هخامنشی مشهور است. البته این سردیس ممکن است که یک تولید محلی باشد. این اثر صورت جوان بدون ریشی را نشان می دهد که گوشهایش نیز (برای گوشواره) سوراخ شده بوده. ممکن است این سردیس بخشی از مجسمه ای باشد که جنس دیگری مانند چوب داشته.

توضیحات برگرفته از وبگاه موزه ی بریتانیا

___________________

* مجسمه ای که در آن تنها سر، پیکر تراشی شده است.

  1. بی نام
    نوامبر 10, 2009 در 10:46 ب.ظ.

    اثری از هنر هخامنشی در این کار نمیبینم احتمالاً هدیه ای بوده از مردم سرزمینی دیگه

    • raeeka
      نوامبر 11, 2009 در 12:49 ب.ظ.

      صحبت شما می تونه حاوی اطلاعات زیادی باشه چون در حقیقت داره فکر غالب بین متخصصان باستانشناسی رو به چالش می کشه. سپاسگزار می شم اگر نام مرکز تحقیقاتی تون رو هم ذکر کنید و دلایلی که این اثر متعلق به گنجینه ی آمودریا نیست و از جای دیگر هدیه داده شده.
      ارادت

      • بی نام
        نوامبر 13, 2009 در 2:54 ب.ظ.

        من خودم هخامنشی هستم (کوچکترین تلاشی هم نمی کنم باورت بشه چون اهمیتی نداره برای من) این چهره موهای کوتاه داره و ریش و سیبیل نداره، بچه هم نیست چون گوش هاش سوراخ شده یعنی نوکر کسی هست، درنتیجه مردمی از بیرون فلات ایران اون رو ساختند، شاید هندی، تبتی، یا افریقایی باشه.

      • بی نام
        نوامبر 13, 2009 در 3:08 ب.ظ.

        اوخ اوخ ریکا جان درست ننوشتی، این موزه بریتانیا بیچاره خودش نوشته :

        Most of the treasure dates from the fifth or fourth centuries BC, and many of the items are representative of what is described as Achaemenid court style, found throughout the empire and considered typical of the period.
        بیشتر گنجینه به سده های پنجم و چهارم پیش از مسیح باز می‌گردند و بسیاری از آنها اشیایی هستند که نماینده سبک دربار هخامنشی پنداشته و در سراسر امپراتوری یافت می شوند و در این دوره رایج بوده اند.

        (این بخش زیر رو درست ننوشتی)

        This head, though, is rather different, and may be of local manufacture.

        البته این سر به نسبت متفاوت است و شاید ساخته ای محلی باشد.

        is rather different رو ننوشتی داشت دعوا میشد خواستم شمشیر بکشم واست

      • raeeka
        نوامبر 13, 2009 در 3:47 ب.ظ.

        ممنون بی نام جان از توضیحت ولی فکر می کنم در خوندن متنی که بنده نوشتم کمی عجله کردی چون من هم نوشته ام : «البته این سردیس ممکن است که یک تولید محلی باشد.» من هیچگاه ترجمه ی واژه به واژه نمی کنم و در عین حال زمانی که نوشته می شه «اثر تولید محلی است» مسلما مفهوم «متفاوت بودن» رو هم در خود داره. اینکه شما ادعا می کنید این ساخته ی افریقا یا هند هست (اگر چه ممکن) ولی ادعای بزرگی است. رویکرد علمی تر این ه که بذاریم متخصصان باستان شناسی در این زمینه نظر بدهند و ما روایتگر باشیم.
        این هم که در نطر پیشین نوشتی کسی که تندیسش ساخته شده، نوکر بوده کمی با عقل جور در نمی آد که بیایند و تندیسی از جنس طلا از کسی که براشون نوکری می کرده درست کنند. من هم قبول دارم که شکل ظاهری این تندیس با آنچه در نقش برجسته های تخت جمشید می بینیم متفاوت ه. البته فرم ساخت صورت بی شباهت نیست به سردیس آبی رنگ یکی از شاهزادگان هخامنشی در موزه ی ایران باستان. به هر حال این نکات رو هم باید در نظر داشت که این نوع ساخت وسیله از طلا، بیش از هر جای دیگه در امپراتوری هخامنشی رایج بوده و این اثر در گنجینه ی آمودریا یافته شده.

  2. سحر
    نوامبر 11, 2009 در 4:37 ق.ظ.

    علت خط روی بینیش فکر من رو مشغول کرده!

  3. Mohsen
    نوامبر 11, 2009 در 10:32 ق.ظ.

    با سلام
    من شما را به وبلاگ خود پيوند دادم خوشحال ميشم شما هم به من كمك كنيد و مرا پيوند دهيد
    http://www.anoosheh.wordpress.com

  4. ario222
    نوامبر 11, 2009 در 3:30 ب.ظ.

    درود
    بسیار جالب بود

    من مطلبی رو در مورد آرامگاه کوروش و احتمال یافت شدن و نابودی جسد کورورش زیر عنوان » آیا جمهوری اسلامی، پیکر پاک نماد ایران و اولین ندادهنده حقوق بشر، کوروش بزرگ هخامنشی را نابود کرده است ؟ » نوشتم
    خوشحال میشم اونو بخونین
    اکانت من در بالاترین بستست
    اگر میتونین اونرو قرار بدین
    بقیه هم بدونن و تصمیمی بگیریم
    چون بسیار مهمه

    این آدرسش

    http://ario222.wordpress.com/2009/11/11/آیا-جمهوری-اسلامی،-پیکر-پاک-نماد-ایران/

  5. بی نام
    نوامبر 13, 2009 در 11:22 ب.ظ.

    درباره اینکه میگید دلیلش این است که واژه به واژه برگردان نمی کنید.. خوب باز کار درستی نمی کنید که، چون اگر واژه به واژه برگردان نکنید باید به نکات مهم نوشته پایبند باشید که؟ اون بخشی که نوشته به نسبت متفاوت هست خیلی مهمه، بهانه نیار خواهش می کنم، بگو ندیدم از چشمم افتاد، بگذریم… درباره زرین بودن این چهره بله حق با شماست حتماً این آدم مهمی بوده، ولی درباره سوراخ بودن گوش ها باید پافشاری کنم که گوش بدون سوراخ یعنی شاه و نزدیکان شاه، گوش سوراخ یعنی سرباز و نوکر و، شما «غلام حلقه به گوش» نشنیدی ؟ البته اگر این چهره هندی یا تبتی و این جور چیزها باشه من نمی دونم شاید گوش سوراخ نشانه شاه بودن باشه اونجا، من نمی دونم.

    • raeeka
      نوامبر 14, 2009 در 12:03 ق.ظ.

      بی نام جان البته گوشواره داشتن در زمانهای قدیم الزاما به معنای غلام بودن نیست. همچنانکه در تندیس ها و نقش برجسته های دوره ی ساسانی شاهان رو می بینیم با گوشواره های خیلی درشت. مثل اینجا و اینجا و اینجا. در دوره ی هخامنشی هم آثاری هست که گوشواره داشتن درش به خوبی مشخص ه. مثلا این نقش برجسته ی هخامنشی که در حراجی لندن و به قیمت یک میلیون و دویست هزار دلار ارایه شده رو نگاه کن که گوشواره درش کاملا مشخص ه و از نوع آرایش و کلاهش مشخص ه که شخصی درباری بوده نه غلام. در نقش برجسته ای هم که در این صفحه نشان داده شده می شه گوشواره ی بزرگ سرباز هخامنشی رو دید. 

      • بی نام
        نوامبر 15, 2009 در 7:05 ب.ظ.

        خیلی کوتاه

        1- دوره پس از هخامنشیان را نگفتم که.

        2- سربازهای هخامنشی که هیچ، فرمانده اینها هم نوکر و زیردست شاه بودند، حتی چشمان شاه هم زیردستان شاه بودند مگر اینکه با شاه خویشاوند بوده باشند، مانند دختر داریوش بزرگ که در خوز(ستان) چشم پدرش بود، یا پدر داریوش بزرگ که شاه پرثو (پارت) بود و هنگامی که داریوش بزرگ شاه شد چشم شاه شد در پرثو ووو، در کنار اینها زن شاه هم نیاز به گوشواره نداشت، همان سردیسی زنی که گفتی در موزه ایران باستان است گوشواره ندارد یعنی زن یک شاهی بوده است.

        3- شما گویا گمان می کنید من هخامنشی نیستم، ها؟

      • بی نام
        نوامبر 15, 2009 در 7:14 ب.ظ.

        همان 2- در نتیجه این عکس‌هایی که از سربازها گذاشتی 100% سخن من را تایید می کنند چرا که سرباز هستند.

        4- افزون بر گوش، بلندی ریش، کلاه، رنگ پوشاک، چیزهایی که در دست داشتند، اینها همه به اندازه خیییییییییییلی زیادی مهم بوده است. همین امروزه روز را بپندار فلانی کلاه نمدی روی سر بگذارد یا فلانی عینک آفتابی بزند، تیتر روزنامه ها می شود، آن روزگار هم برای ما این چیزها خیییییییییییییلی مهم بود، امروز هم هست. راستای لبخند روی لب داشتن هم مهم بود چون لبخند اهریمن را دور می کند، یک لحظه بدون اینکه لبها از هم فاصله بگیرند یک لبخند خیلی کوچک بزن، حالا لبخند نزن، میبینی تفاوت را؟ درباره کلاه نمدی و گرم ماندن مغز هم نکته های فراوانی هست که میتونم بگم (هرچند شما که گمان میکنید من هخامنشی نیستم)

  6. اکتبر 13, 2010 در 7:40 ب.ظ.

    shoma kheyli be hakhamaneshi boodanet minazi mr gomnam.toyi ke edde aye
    in ke hakhamaneshi boodanet mishe alan che goli be sare in mellat mizani.alan ro vel kardi deleto khosh klardi be gozashte
    ???????
    in hame motekhasses to donya hast ke kareshhon ine ke began vase kojast
    ?
    bad to az rah miresi migi man az khandane hakhameshiam va in dalil mishe ke bekham nazar bedam dar morede kari ke kolli takhassoss mikhad.

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: