بشقابی از سده ی 12 میلادی

بشقاب سرامیکی از سده ی 12 یا 13 میلادی، اندازه: 5.7 در 23.5 سانتی متر، موزه ی هنر لوس آنجلس

Advertisements
  1. شاهرخ
    فوریه 23, 2011 در 3:11 ب.ظ.

    با سلام خدمت رائیکا خانم
    مدت ها بود خبری از شما نبود ولی ظاهرا دست پر اومدید.ممنون
    جسارتا در مورد این بشقاب اطلاعات بیشتری پیدا نکردید؟
    راستش نقشو نگار حاشیه شاید شبیه خورشید باشد ولی طرح مرکزی:؟:

    • raeeka
      فوریه 23, 2011 در 6:00 ب.ظ.

      سلام و درود شاهرخ جان
      متاسفانه موزه ی لوس آنجلس توضیحات بسیار کمی در مورد آثارش داره. طرح وسطش بسیار جالب است. متعلق به زمانی است که به کار گیری نقشهای هندسی پیچیده تر در آثار شروع شده بوده.

  2. شاهرخ
    فوریه 23, 2011 در 7:05 ب.ظ.

    درود متقابل خدمت شما
    پس منظور شما اینه که این اشکال نمادین نیستند و برای زیبایی و نوآوری به این شکل طراحی شده اند درسته؟

    پ.ن:یادم باشه این دفعه گذرم به لوس آنجلس افتاد یه تذکر به این موزه بدم
    🙂

  3. فوریه 27, 2011 در 8:55 ق.ظ.

    آثاري كه اينجا به نمايش گذاشته مي شوند گاهي به لحاظ نوع طرح و گاهي نيز از جنبه نمادين و رمزگونه آن جالب توجه هستند. اين اثر به نظر من از هر دو جنبه زيباست گرچه جنبه نمادين آن غالب است. برجستگي اثر در درجه نخست تا آن جا كه من مي فهمم دربرگيري دو مفهوم وحدت و تكثر در يك طرح درهم تنيده در مركز بشقاب در زمينه اي از پرتوهاي تيره و تاريك است. اما به نظر مي آيد كه طراح آن از ظرافت هاي نمادين مثل مفهوم نمادين عدد هفت هم بهره برده. در كل هفتاد پرتو روشن كه تيرگي را شكافته اند طرح مركزي را كه شامل هفت مركز روشن احاطه شده در هفت دايره سياه است دربر گرفته اند. هر هفت دايره نيز با زنجير شدن در هم كليتي درهم تنيده و يكپارچه پديد مي آورد. مجموعه اين ها كه را كه بنگريم درباره معناي اثر مي توانيم بسيار سخن بگوييم. به هر حال با توجه به زمان ساخته شده بشقاب كه دوره شكوفايي مكتب صوفي گري و عرفاني در ايران است مي توان به ظرافت كار و توجه سازنده به موضوع پي برد. به نظر من اين اثر بايد براي مقصود خاصي و نه كاربرد همگاني ساخته شده باشد.

    • raeeka
      فوریه 27, 2011 در 5:27 ب.ظ.

      به به سلام بر ا.ش. عزیز. خوشحالم که دوباره نظرت رو در پست ها می بینم. نکات جالبی بود که چشم تیزبینی می خواهد دیدنش. خصوصا اون هفتاد پرتو! باعث شدی بنشینم و بشمرمشون : )) در کل ذکر نقشهایی که با هفت مرتبط بود بسیار جالب بود.

  4. شاهرخ
    فوریه 27, 2011 در 4:19 ب.ظ.

    خیلی ممنون از توضیحات جالبتون

    -در مورد وحدت و تکثر منظورتون رو نفهمیدم میشه بیشتر توضیح بدهید.
    -جنابعالی این بشقاب رو قبلا دیده بودید؟عدد 70 برای پرتو ها را با شمارش بدست آوردید؟
    -چرا در نگار گری پرتو ها یک نوع از ناشی گری به چشم می خورد؟نکند این بشقاب استفاده عمومی داشته باشد و یک بشقاب ارزان قیمت بوده باشد؟

    پیشاپیش ممنون
    😉

  5. ا. ش.
    مارس 1, 2011 در 6:29 ق.ظ.

    سلام رائیکای عزیز این تصاویر زیبا از میراث کهن پیشینیان ما به قدری جذاب است که بعید می دانم کسی ببیند و به آن ها دل نبندد. البته من بیشتر دوست دارم در سکوت و خلوت خودم به آن ها نگاه کنم گرچه در مواردی نمی توان ساکت ماند! قدرشناس زحمات شما هستم.

    • raeeka
      مارس 4, 2011 در 5:50 ق.ظ.

      ا.ش. عزیز من هم به بسیاری از وبلاگ ها «در سکوت» سر می زنم ولی حقیقتا من هر نظری رو از شما خوندم همیشه به دانسته هام اضافه کرده بنابراین شما اگر کمتر سکوت کنید خیلی بهتره.

  6. ا. ش.
    مارس 1, 2011 در 7:09 ق.ظ.

    سلام جناب شاهرخ عزیز. در پاسخ به پرسش های شما:
    – وحدت و کثرت از جمله مفاهیم بنیادی در عرفان ایرانی و حتی به طور کلی در عرفان مشرق زمین است. در ایران از زمان بایزید بسطامی در قرن دوم هجری پایه های فکری این نگرش را می توان دید تا زمان صدرالمتالهین در قرن شانزده میلادی که برای اولین بار این اندیشه عرفانی را وارد حوزه فلسفه کرد و از دید اصالت هستی (وجود) به تبیین آن پرداخت. زمان این بشقاب یعنی قرن 12 یا 13 میلادی همزمان است با حیات سهروردی و اگر متاخرتر باشد به دوره حیات عطار و مولوی نیز برمی خورد. اگر اثر نشانی از اندیشه صوفی گری و عرفانی آن دوره داشته باشد (به نظر من) نمی توان از طراحی نمادین آن به سادگی گذشت. قرن 12 م آتش جنگ های صلیبی شعله ور شده بود و در قرن 13 م نیز حمله مغول صورت گرفت. در این دوران به طور کلّی هنرمندان و اهل اندیشه به راحتی نمی توانستند دیدگاه های عرفانی خود را مطرح کنند و به همین سبب است که استعاره و تمثیل و نمادگرایی در هنر و ادبیات گسترش می یابد، نظیر داستان سیمرغ (نمادی از همان وحدت و کثرت) در منطق الطیر عطار و از این دست. طرح مرکزی این بشقاب در نکاه من جلوه بسیار زیبایی از وحدت و کثرت است که به یکپارچگی می انجامد: نقاطی گسسته و نامتمایز (چه آن که وسط است چه نقاط حاشیه ای) که با بست هایی به هم متصل شده اند و در نهایت در یک منظومه دایره ای شکل (که خود نماد قداست آسمانی است و نشان از پویایی و گذر زمان نیز دارد و در کل تداعی گر کمال و تعالی است) نقشی واحد را شکل می دهند.
    – من این بشقاب را ندیده بودم و فقط روی آن دقت کردم البته نگاه من تشنه یافتن چنین نقش هایی است. عدد هفتاد را هم با شمارش به دست آوردم و در کل همه آن چیزی که می گویم نظر شخصی ام است.
    – من این اثر را به غایت زیبا می بینم به خصوص آن طرح مرکزی اثر. این که شاید این بشقاب ارزان قیمت بوده باشد ناممکن نیست (خیلی از آثار فاخر در زمان خود بهایی نداشته اند) اما این که طراحی این اثر پیامی دارد یا نه باید خیلی دقت کرد. شاید تکیه بر عدد هفت و محتوای معنایی آن در نگاه نخست گزاف به نظر آید ولی به نظر من نادیده گرفتن آن درست به این می ماند که بگوییم در هفت خوان شاهنامه و هفت شهر عشق عطار نیز گزینش عدد هفت امری سلیقه ای و نه لزوماً محتوایی بوده.
    سپاس فراوان از توجه شما.

    • شاهرخ
      مارس 1, 2011 در 1:22 ب.ظ.

      فقط درود و تشکر
      عالی بود
      😉

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: