بایگانی

Archive for the ‘مطالب دسته بندی نشده’ Category

نظر خواهی (این پست شاید در آینده پاک شود)

اوت 12, 2010 49 دیدگاه

اگر خواننده ی دایمی وبلاگ هستید ممنون می شم اگر نظرتون رو بنویسید که چرا مطالب این وبلاگ را دنبال می کنید. در «شبهای بی سحر» به دنبال چه چیزی هستید؟ و کدوم مطالب براتون جالب تر بوده؟ دلیل این موضوع و دلیل به روز نکردن وبلاگ، دلسردی ای است که پس از برخورد بهترین دوستم در من به وجود آمده وقتی که با علاقه ی زیادی می خواستم چند مطلب از وبلاگ رو بهش نشون بدم و با پاسخ بی تفاوتش رو به رو شدم که «خب، حالا که چی؟ حالا این یکی یک چیزی ولی کدوم آدم عاقلی کوزه رو به شکل کفش درست می کنه؟ …  اصلا الان چی هستیم؟ … من حتی از شنیدن اسم سی و سه پل هم حالم به هم می خوره … »

اگر چه شاید در درون ذهنم پاسخ های کامل و جامعی به تک تک این حرفها داشته باشم ولی اون برخورد برام چنان ناگوار بود که بعد از اون هرگز دستم به صفحه ی کلید نرفت که مطلب جدیدی پست کنم. با این وجود، دوست دارم بدونم دوستانی که اینجا را دنبال می کنند با چه انگیزه ای این کار را انجام می دهند. شاید من هم انگیزه ی گمشده ام رو برای سر پا نگه داشتن وبلاگ بازیافتم.

لوح گلی دوره هخامنشی نشاندهنده پاداش کارکنان زن پس از زایمان

آوریل 7, 2009 9 دیدگاه

PFT

هفته گذشته مشغول خواندن دو کتاب Persepolis Fortification Tablets چاپ دانشگاه شیکاگو و Forgotten Empire(the world of ancient persia) چاپ دانشگاه برکلی بودم. آنچه در ادامه آمده است ترجمه و خلاصه بخشهایی از این دو کتاب درباره لوح هاى تخت جمشيد است (بخشهایی که با آبی نوشته شده نظر شخصی است نه ترجمه).

لوح هاى تخت جمشيد كه به Persepolis Fortification Tablets (PFT) معروف هستند، در سال ۱۹۳۳ كشف شدند .نام Fortification از محل كشف آنها، به نام دیوار استحکامات یا بارو (Fortification Wall) ، نشأت گرفته .تعداد اين لوح ها حدود ۳۰۰۰۰ است و تاریخ آنها به سال سیزدهم تا بیست و هشتم داریوش اول باز می گردد (۵۰۹ تا ۴۹۴ پ.م.) . اكثر اين لوح ها به زبان عيلامى ، تعداد كمى به زبان آرامى، يك لوح به زبان اکدى و يك لوح به يونانى است . اين لوح ها از سال ۱۹۳۶ به دانشگاه شيكاگو قرض داده شده كه تيمى از خبرگان در اين زمينه، دست به كار ترجمه اين لوح ها شدند. پس از جنگ جهانى دوم افراد تيم كاهش يافت به طورى كه تنها يك نفر، Richard Hallock، بر روى لوح هاى عيلامى كار ميكرد. او در سال ۱۹۶۹ ترجمه ۲۰۸۷ لوح نوشته عيلامى را با عنوان Persepolis Fortification Tablets ، منتشر كرد . اين كتاب علاوه بر ترجمه transliteration لوح ها را هم شامل است . او تا پيش از مرگش در سال ۱۹۷۹، تعداد ۲۵۸۶ لوح را ترجمه كرد .ترجمه لوح هاى زبان آرامى، كه از مصر تا آسياى مركزى نه تنها براى استفاده محلى بلكه در ارتباطات میان-منطقه ای (inter-regional) استفاده می شده، توسط Raymond Bowman انجام شده . او نيز تا پايان زندگى اش ۵۰۰ لوح را ترجمه نمود. دسته دیگری از الواح که شامل ۷۵۳ لوح است و به الواح خزانه (Persepolis Treasury) معروف هستند، در اتاقی در شمال شرقی خرانه تخت جمشید پیدا شده اند و مرتبط با سال سیزدهم داریوش اول تا سال هفتم اردشیر اول هستند.منبع: I و II

با ترجمه این لوح ها تصویری از ساختار اداره کشور در زمان هخامنشی به دست می آید که از لابلای آن می توان نکات ارزشمند منحصر به فردی را درباره اینکه چه اندازه این مردمان نه تنها از معاصران خود بلکه از آیندگان نیز در ایجاد ساختاری ارزشمدار (تنها قائم به ارزش انسانی) پیشی گرفته بودند، دریافت. به عنوان مثال در دستگاههای حکومتی دیگر تا قرنها پس از آن برده داری، رسمی بسیار شناخته شده بوده، در حالیکه بخش زیادی از این لوح ها سند پرداخت های ماهانه به کسانی است که در آنجا کار می کرده اند. این افراد نه تنها برده نبوده اند بلکه از مزایای قابل توجهی برخوردار بودند. به عنوان مثال یکی از مطالبی که برایم بسیار جالب بود، ارزش دادن به سختی ای که زنان عادی (نه الزاما زنان دربار) برای به دنیا آوردن فرزند میکشند، در ۲۵۰۰ سال پیش بود. در ادامه مختصری از مدارک تاریخی مرتبط با این موضوع را می بینیم.

بخش N از کتاب Persepolis Fortification Tablets ترجمه الواحی است که شامل اطلاعات مربوط به پاداش های مادران شاغل (واژه به کار رفته در الواح kurtash به معنای کارکننده است) پس از زایمان است. این پرداخت ها حقوق زمان بارداری نبوده، بلکه هدیه یا پاداش به حساب می آمده. جالب است که از اطلاعات این الواح میتوان نسبت جنسیت ها را به دست آورد به عنوان مثال در لوح های ذکر شده در این کتاب تعداد کودکان به دنیا آمده ۴۴۹ و نسبت تولد پسر به دختر ۵۵ درصد به ۴۵ درصد است. یا در لوحی دیگر (PF1219) ۸۲ پرداخت در طول یکسال ثبت شده است. بر اساس این الواح (PF1200-14) شراب از متداولترین پاداشها بوده. واحد شراب در آنزمان marrish بوده که تقریبا معادل ۲۰ لیتر است و به نظر می رسد ish-ba-mi-ya نیز معادل یک دهم marrishباشد. مادرانی که فرزند پسر به دنیا می آوردند یک ماریش و آنهایی که صاحب فرزند دختر می شدند یک دوم ماریش شراب دریافت می کردند. (این تفاوت از ارزش مطلب نمیکاهد چون حتی عدم برده داری و وجود این پاداشها، بسیار جلو تر از زمان خود است. این مطلب حکایت از تمایل بیشتر به تولید نیروی کار (احتمالا کشاورزی و جنگ آوری) دارد) علاوه بر شراب، آبجو، غلات و آرد نیز از جمله پاداشها ذکر شده است (PF1215-21). در برخی از الواح پرداخت ها در مقادیر کمتر ولی به صورت متناوب ماهانه بوده است. در میان این الواح، PF1209یکی از نادرترین هاست که در آن نام مادران نیز ذکر شده است. منبع Persepolis Fortification Tablets p.37-38 :

تصویر بالا برگرفته از صفحه ۱۹۷ کتاب امپراطوری فراموش شده یکی از الواح ذکر شده وترجمه آن بدین گونه است: ۱۲ ماریش شراب که توسط ایردومارتیا تامین شده بود، به وسیله ماکوکو دریافت و بین ۹ زن که فرزند پسر و ۶ زن که فرزند دختر به دنیا آورده اند توزیع شد( سال۲۳ ).

جنگل آئوکیگاهارا، جایی برای خودکشی

مارس 12, 2009 5 دیدگاه

جنگل آئوکیگاهارا (Aokigahara) که به «جوکای» یا «دریای درختان» نیز معروف است، جنگلی است خفته در دامنه شمال غربی کوه فوجی در ژاپن. زمین این جنگل پوشیده از بقایای گدازه های آتشفشانی کوه فوجی است. این جنگل پردرخت، پس از پل گلدن گیت (Golden Gate) در سانفرانسیسکو، دومین مکانی است که بیشترین افراد برای پایان دادن به زندگی خود انتخاب می کنند. از سال ۱۹۵۰ بیش از ۵۰۰ نفر در این جنگل دست به خودکشی زده اند. بیشترین ارقام مربوط به سالهای ۱۹۹۸ و ۲۰۰۲ است به ترتیب با ۷۳ و ۷۸ خودکشی. در مکانهای مختلف این جنگل، راهنمایی هایی برای منصرف ساختن کسانی که به این دلیل به آنجا آمده اند، نصب شده است. در داستان Kuroi Jukai یا جنگل سیاه نیز، دو شخصیت اصلی داستان که عاشق و معشوق اند، در نهایت در این جنگل دست به خودکشی می زنند. در سال ۲۰۰۴ فیلم Jyukai – The Sea of Trees Behind Mt. Fuji به کار گردانی تاکیموتو تومویوکی درباره این مکان به اکران در آمد. این فیلم داستان ۴ نفری است که تصمیم به پایان دادن به زندگی خود در این مکان می گیرند.

(مرجع:ویکیپدیای انگلیسی)

تفنگیتار (پیام صلح کلمبیا در سازمان ملل متحد)

مارس 11, 2009 3 دیدگاه

Escopetarra یا Gun-Guitar گیتاری است که از یک تفنگ ساخته شده. اصل واژه اسپانیایی ِ Escopetarra نیز متشکل از دو جزء escopeta به معنی تفنگ و guitarra به معنی گیتار است. این وسیله توسط موسیقیدان و فعال صلح کلمبیایی، سزار لوپز، در سال 2003 ساخته شد. ایده اصلی این موضوع از شباهت روش در دست گرفتن گیتار و تفنگ به ذهن او رسید. به این ترتیب در کلمبیا که تجربه 60 سال جنگ مسلحانه را داشت، پویشی (کمپین) برای تشویق افراد در تحویل اسلحه به سازندگان گیتار و تبدیل آن به گیتار، شکل گرفت تا شعار صلح گسترده شود. عکس زیر یکی از این تفنگیتار هاست که دولت کلمبیا به سازمان ملل متحد هدیه داده است. من نامی فارسی برای این وسیله پیدا نکردم (شاید به میزان کافی نگشتم) و با توجه به تقارن «گ» در هر دو واژه، آن را «تفنگیتار» نامیدم.

ژانویه 11, 2009 4 دیدگاه

سلام. به وبلاگ راییکا خوش آمدید. این وبلاگ بیشتر برای من حکم دفتر یادداشت رو دارد (نه یادداشت مطالب روزمره بلکه چیزهایی که میخونم و خوشم میاد) و به همین دلیل خیلی حال و هوای وبلاگ رو نخواهد داشت.